<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش‌های ژنتیک گیاهی</title>
    <link>https://pgr.lu.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش‌های ژنتیک گیاهی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل ژنومی خانواده ژنی WOX در کنجد (.Sesamum indicum L)  و بررسی الگوی بیان برخی از ژن‌های آن تحت تنش‌ خشکی</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_734963.html</link>
      <description>در این پژوهش، شناسایی جامع و تحلیل خانواده ژنی WOX در گیاه کنجد (Sesamum indicum L.) انجام شد. در مجموع ۳۶ ژن SiWOX در ژنوم کنجد شناسایی گردیدند که به‌طور نامتقارن بر روی کروموزوم‌ها توزیع شده و بیشترین تراکم در گروه‌های پیوستگی (کروموزوم‌های) 1 و 2‌ مشاهده شد. بررسی ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی نشان داد که طول پروتئین‌های WOX بین 175 تا 853 اسیدآمینه، وزن مولکولی بین 11/20 تا 62/93 کیلو دالتون و شاخص آلیفاتیک بین 50 تا 55/92 متغیر بود. مقادیر pI بین 99/4 تا 56/9 بوده و شاخص منفی GRAVY ماهیت آب‌دوست پروتئین‌ها را نشان داد. پیش‌بینی جایگاه سلولی بیانگر آن بود که اغلب پروتئین‌ها در هسته قرار دارند، اما برخی نیز در کلروپلاست، سیتوپلاسم، میتوکندری و غشای پلاسمایی مشاهده شدند. تحلیل فیلوژنتیکی ژن‌های SiWOX آن‌ها را در چهار گروه اصلی طبقه‌بندی کرد. بررسی عناصر سیس در ناحیه پروموتری، ۶۱ عنصر تنظیمی مرتبط با پاسخ‌های نوری، هورمونی و تنش‌های محیطی را آشکار نمود. نتایج تحلیل ساختار ژنی، تفاوت در تعداد اگزون‌ها و اینترون‌ها را نشان داد و وجود دمین حفاظت‌شده هومودمین در تمام پروتئین‌ها نقش آن‌ها در اتصال به DNA را تأیید کرد. تحلیل بیان ژن‌های SiWOX9، SiWOX16 و SiWOX36 در دو ژنوتیپ سرداری و دشتستان نشان داد که ژنوتیپ سرداری پاسخ بیشتری به تنش دارد؛ به‌ویژه برای ژن SiWOX16 که افزایش چشمگیری در 48 ساعت نشان داد. در مقابل، در ژنوتیپ دشتستان بیان این ژن‌ها کاهش یا نوسان خفیف داشت. با این حال، برای شناسایی ژن‌های کاندید برای بهنژادی ارقام متحمل به تنش و فراهم کردن پایه‌ای برای مطالعات عملکردی آینده و بهنژادی به کمک ابزارهای ژنومی، تحقیقات بیشتر به‌ویژه بر اساس داده‌های توالی‌یابی RNA ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی بیان عوامل رونویسیTaWRKY10 ،TaWRKY53 ، NAC2 و P5CS و صفات بیوشیمیایی مرتبط با تنش شوری در ارقام گندم نان</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_734961.html</link>
      <description>گندم یک محصول غذایی حیاتی است، با این حال، تولید آن به‌طور مداوم توسط تنش‌های غیرزیستی به‌ویژه تنش شوری، تهدید می‌شود. درک مکانیسم‌های مولکولی که گندم از طریق آن‌ها به تنش شوری پاسخ می‌دهد، برای توسعه گونه‌های مقاوم به شوری ضروری است. با توجه به نقش مؤثرخانواده‌های مهم عوامل رونویسی NAC و WRKY در تقابل با تنش‌ها، میزان بیان سه ژن مهم این خانواده‌ها از جملهTaWRKY10 ،TaWRKY53 ، NAC2 وP5CS در ارقام کلاته، بهاران گنبد و N9108 مورد بررسی قرار گرفت. همچنین میزان کلروفیل و شاخص سطح اکسیداسیون سلولی در این پژوهش مورد ارزیابی قرار گرفتند. آزمایش به‌صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار اجرا گردید. تیمار شوری با اعمال آب آبیاری پس از جوانه‌زنی و استقرار گیاهان (مرحله 34 زادوکس) اعمال ‌گردید. پس از رسیدن گیاهان به مرحله ساقه‌دهی نمونه‌برداری جهت ارزیابی بیان ژن و صفات بیوشیمیایی انجام شد. بیان ژن‌ها با استفاده از فناوری qRT-PCR مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس داده‌ها نشان داد که اثر متقابل تنش شوری &amp;amp;times; رقم در صفات محتوای کروفیل a میزان مالون‌دی‌آلدئید در سطح یک درصد و برای صفات میزان کلروفیل b در سطح 5 درصد معنی‌دار شد. همچنین تجزیه و تحلیل بیان ژن‌ها نشان داد که ژن TaWRKY10 با 5/1 برابر بیشتر نسبت به شاهد تحت تیمار 9 دسی زیمنس شوری در رقم کلاته بیشترین مقدار بیان و ژن &amp;amp;nbsp;NAC2 با 15 برابر افزایش بیان نسبت به شاهد تحت تیمار 12 دسی‌زیمنس شوری در رقم کلاته داشتند. ژن P5CS نیز تحت تنش شوری روند افزایشی با افزایش سطح تنش شوری نشان داد که بیشترین مقدار آن در رقم کلاته 34/16 برابر نسبت به شاهد تحت تیمار 12 دسی زیمنس شوری بدست آمد. نتایج بیان ژن نشان داد که افزایش سطح شوری موجب القای معنی‌دار ژن‌های مرتبط با پاسخ به تنش از جمله TaWRKY10،NAC2 &amp;amp;nbsp;و P5CS به‌ویژه در رقم کلاته شد که بیانگر نقش کلیدی این ژن‌ها در سازوکارهای تحمل به تنش شوری است. افزایش چشمگیر بیان این ژن‌ها، به‌خصوص در سطوح بالاتر شوری، می‌تواند به‌عنوان شاخص مولکولی مناسبی در برنامه‌های به‌نژادی و انتخاب ارقام متحمل به شوری مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گرافیکی پارامترهای ژنتیکی از صفات وابسته به عملکرد گندم بهاره</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_734964.html</link>
      <description>به‌منظور شناخت ساختار ژنتیکی صفات زراعی وابسته به عملکرد دانه، هفت رقم گندم بهاره نان شامل شاوور، طلایی، خلیل، بهاران، تکتاز، آراز و آرمان در یک بلوک تلاقی کشت شدند و تلاقی‌های دای‌آلل مستقیم بین هفت رقم مذکور به‌منظور تولید نسل‌ F1 انجام شد. نتاج حاصل از تلاقی به‌همراه والدین آن‌ها در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی گرگان در سال زراعی 1403-1402 بررسی شدند. نتایج نشان داد کـه اختلاف ژنوتیپ‌ها در همه صفات مورد بررسی معنی‌دار بود. برآورد پارامترهای ژنتیکی با استفاده از روش هیمن نشان داد که در صفات عملکرد دانه، عملکرد زیست‌توده، وزن صددانه، تعداد دانه در سنبله، تعداد سنبلچه در سنبله، وزن سنبله و وزن دانه در سنبله، مقادیر واریانس غالبیت به‌طور قابل‌توجهی بیشتر از واریانس افزایشی بود. از طرف دیگر، در صفت طول پدانکل مقدار واریانس افزایشی به‌طور قابل‌توجهی بیشتر از واریانس غالبیت بود و در صفات ارتفاع بوته و طول سنبله هم مقادیر واریانس غالبیت واریانس افزایشی اختلاف چندانی نداشتند. در صفات عملکرد زیست‌توده، تعداد دانه در سنبله و تعداد سنبلچه در سنبله نسبت آلل‌های غالب بیشتر از آلل‌های مغلوب بود در حالی که در سایر صفات نسبت آلل‌های غالب و مغلوب برابر بودند. وراثت‌‌پذیری عمومی بالای صفات عملکرد دانه، عملکرد زیست‌توده و تعداد دانه در سنبله و وراثت‌‌پذیری خصوصی نسبتا پایین آن‌ها نشان‌دهنده سهم بیشتر اثر غالبیت در کنترل این صفات بود. تحلیل گرافیکی نشان داد که صفات عملکرد دانه، عملکرد زیست‌توده، تعداد دانه در سنبله، تعداد سنبلچه در سنبله، وزن سنبله و وزن دانه در سنبله تحت کنترل عمل فوق‌‌غالبیت ژن‌ها، صفت وزن صددانه تحت کنترل غالبیت کامل ژن‌ها و سایر صفات تحت کنترل عمل غالبیت ناقص ژن‌ها بودند. مطالعه پراکنش والدین در اطراف خط رگرسیون نشان داد که ارقام شاوور، خلیل و طلایی بیشترین سهم ژن‌های غالب و ارقام آراز و تکتاز بیشترین سهم ژن‌های مغلوب را در تعیین صفات عملکرد دانه و عملکرد زیست‌توده داشتند. این یافته‌ها حاکی از آن است که تلاقی بین این ارقام می‌تواند به تولید دورگ‌هایی با عملکرد مطلوب‌تر منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی، پیش‌بینی عملکرد و بررسی بیان RNAهای بلند غیرکدکننده در عدس تحت تنش شوری</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_734965.html</link>
      <description>گیاهان در طی تکامل برای مقابله با تنش‌های زیستی و غیرزیستی، به سازوکارهای مولکولی پیچیده‌ای مجهز شده‌اند که اغلب آن‌ها ناشی از تنظیم مجدد بیان ژن‌ها است. عوامل ژنتیکی متعددی پاسخ مولکولی گیاهان به شرایط نامطلوب محیطی را تنظیم می‌کنند که از آن جمله می‌توان به RNA بلند غیرکدکننده (lncRNAs) اشاره کرد. در گیاهان lncRNAs نقش مهمی در تنظیم بیان ژن‌ها، تغییرات اپی‌ژنتیکی و مسیرهای پیام‌رسانی ایفا می‌کنند. در این پژوهش، برای اولین‌بار شناسایی، تعیین عملکرد و تحلیل بیان lncRNAs در گیاه عدس (Lens culinaris L.) تحت تنش شوری مورد بررسی قرار گرفت. برای شناسایی lncRNAs از مرجع ترنسکریپتومی عدس که از سرهم‌بندی داده‌های حاصل از توالی‌یابی RNA بافت های برگ و ریشه عدس در دو شرایط تنش شوری و بهینه ایجاد شده بود، استفاده شد. پس از پالایش توالی‌های کدکننده پروتئین، با استفاده از نرم‌افزار PLncPRO، توالی‌های lncRNA شناسایی شدند. مقادیر بیان نسبی این توالی‌ها اندازه‌گیری و شبکه هم‌بیانی آن‌ها با ژن‌های افتراقی (DEGs) تشکیل شد. به‌منظور تأیید نتایج، بیان برخی از lncRNAs با استفاده از واکنش qRT-PCR سنجیده شد. پردازش و پالایش پروفایل بیانی عدس تحت تنش شوری منجر به شناسایی ۷۶۷۷ توالی lncRNA شد که از این تعداد، ۷۲۲ توالی برای اولین‌بار در گیاه عدس شناسایی گردید. تحلیل بیان ژن‌ها نشان داد که 90 توالی در بافت برگ و 48 توالی در بافت ریشه تحت تنش شوری افزایش بیان داشتند. تحلیل عملکردی ژن‌های هم‌بیان نشان داد که این ژن‌ها در فرآیندهای زیستی مانند ترجمه، انتقال یون و پاسخ به تنش دخیل هستند. تجزیه و تحلیل غنی‌سازی مسیرهای متابولیکی 18 مسیر مهم را شناسایی کرد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به S-adenosyl-L-methionine cycle، Abscisic acid biosynthesis و Cytosolic glycolysis اشاره کرد. اعتبارسنجی نتایج با استفاده از qRT-PCR همبستگی 95 درصدی نتایج RNA-seq و qRT-PCR را تأیید کرد. به‌طور کلی نتایج این پژوهش نشان داد که lncRNAs شناسایی شده با کنترل برخی از ژن های مهم در مسیرهای متابولیکی حیاتی در پاسخ مولکولی گیاه عدس به تنش شوری نقش ایفا می‌کنند و شناسایی و تحلیل آن‌ها در این گیاه می‌تواند به درک بهتر مکانیسم‌های مولکولی این پاسخ‌ها کمک کند. بررسی تعاملات RNAها شناسایی شده در این مطالعه با سایر مولکول‌های تنظیمی، مانند ABA و ژن‌های کدکننده می‌تواند به توسعه استراتژی‌های اصلاحی برای بهبود تحمل عدس به تنش‌های زیستی و غیرزیستی کمک نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر همزیستی قارچ  Serendipia indica بر بیان نسبی برخی از ژن‌های موجود در ابتدای مسیر بیوسنتز گلیکوزیدهای استویول در استویا (Stevia rebaudiana Bert)</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_734966.html</link>
      <description>استویا (Stevia rebaudiana Bert.) یک گیاه دارویی با کاربرد گسترده به‌عنوان شیرین‌کننده‌ طبیعی است. قدرت شیرین‌کنندگی این گیاه به‌سبب ترکیبات دی‌ترپنی گلیکوزید استویول موجود در برگ‌های آن می‌باشد. متابولیت‌های ثانویه استویا همچون متابولیت ثانویه دیگر گیاهان می‌توانند تحت تأثیر الیسیتورهای زیستی و غیرزیستی قرار گیرند. در میان الیسیتورهای زیستی، قارچ Serendipita indica تأثیر مثبتی بر میزان تولید گلیکوزید استویول در گیاه دارد. در پژوهش حاضر، اثر همزیستی قارچ S. indica بر تغییرات الگوی بیان نسبی ژن‌های کلیدی و ابتدایی مسیر بیوسنتزی گلیکوزید استویول شامل Dxs، Cms، Mcs، Hds،Hdr و Ggdps مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور، پس از اعمال تیمار قارچ S. indica و تأیید همزیستی آن با ریشه گیاه استویا، نمونه‌برداری از برگ گیاهان تحت تیمار انجام شد. پس از استخراج RNA و سنتز cDNA، میزان رونوشت ژن‌های مورد مطالعه با استفاده از روش qRT-PCR در سه تکرار زیستی و سه تکرار فنی ارزیابی گردید. نتایج این مطالعه نشان داد که همزیستی قارچ S. indica با ریشه گیاهچه‌های استویا، منجر به افزایش بیان همه ژن‌های مورد مطالعه گردید. بیشترین میزان افزایش بیان، مربوط به ژن Ggdps بود. محصول نهایی این ژن دی‌متیل‌آلیل‌دی‌فسفات و ایزوپنتنیل‌دی‌فسفات را به ژرانیل-ژرانیل دی‌فسفات تبدیل می‌کند که پیش‌ماده اصلی سنتز گلیکوزیدهای استویول در برگ‌های گیاه است. این یافته می‌تواند نشان‌دهنده قابلیت ژن Ggdps به‌عنوان گزینه‌ای مناسب برای مهندسی متابولیت‌ باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از آمادگی سلولی تا پاسخ هوشمند: سازوکار‌های مولکولی تمایز ارقام متحمل و حساس نخل خرما در برابر خشکیدگی برگ</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_734967.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، عارضه خشکیدگی برگ در نخل خرما (Phoenix dactylifera L.) به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک ایران، خسارات قابل‌توجهی به باغات وارد کرده است. با این حال، مکانیسم‌های مولکولی دخیل در این پدیده هنوز به‌طور کامل شناخته نشده‌اند. این مطالعه با هدف بررسی الگوی بیان هفت ژن کلیدی مرتبط با پاسخ به تنش‌های زیستی و غیرزیستی (OSCA1، FERONIA، FLS2، CERK1، HTK، UVR8 &amp;amp;nbsp;و COLD1) در سه رقم نخل خرما (استعمران، برحی و حلاوی) با و بدون علایم خشکیدگی برگ انجام شد. نتایج نشان داد که ارقام متحمل (استعمران و حلاوی) در شرایط عادی، بیان بالاتری از ژن‌های OSCA1، FLS2 و &amp;amp;nbsp;HTKدارند که ممکن است نشان‌دهنده یک سیستم &amp;amp;laquo;پیش‌فعال‌سازی دفاعی&amp;amp;raquo; باشد. در مقابل، در شرایط تنش، بیان ژن‌های FERONIA و CERK1 به‌طور معنی‌داری در ارقام متحمل افزایش یافت که حاکی از فعال‌سازی هوشمندانه سیستم ایمنی است. در رقم حساس (برحی)، کاهش بیان OSCA1 و &amp;amp;nbsp;HTKو افزایش غیرمنظم UVR8 با ناتوانی در حفظ تعادل یونی و آبی همراه بود. این یافته‌ها نشان می‌دهند که تحمل به خشکیدگی برگ نتیجه یک سیستم دفاعی چندمرحله‌ای و مختص رقم است که در آن هماهنگی بین پاسخ‌های پیش از تنش و در حین تنش نقش کلیدی ایفا می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی ملکولی و بررسی خصوصیات برخی پپتیدهای ضدمیکروبیKnottin از گیاه خردل سفید (.Sinapis alba L)</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_734968.html</link>
      <description>پپتیدهای ضدمیکروبی (AMPs) گروه متنوعی از ملکول‌های زیستی با وزن مولکولی پایین هستند که به‌عنوان خط دفاعی اولیه سیستم ایمنی ذاتی در برابر عفونت‌ها توسط همه موجودات پرسلولی تولید می‌شوند. در گیاهان این پپتیدها تنوع زیستی بالایی دارند و دارای چندین خانواده می‌باشند و به دو صورت دائمی و القایی در پاسخ به تنش‌های محیطی تولید می‌شوند. پپتیدهای ضدمیکروبی نوتین (Knottin) دسته‌‌ای از پپتیدهایی غنی از سیستئین هستند که در گیاهان، حیوانات و حشرات یافت می‌شوند. این مطالعه با هدف شناسایی و بررسی خصوصیات برخی از پپتیدهای ضدمیکروبیKnottin &amp;amp;nbsp;از گیاه خردل سفید (Sinapis alba L.) انجام شد. در این پژوهش، توالی‌های ژنی هفت پپتید ضدمیکروبی Knottin از گیاه خردل سفید با استفاده از روش‌های بیوانفورماتیکی و آزمایشگاهی پیش‌بینی و شناسایی گردید. بدین صورت که در مرحله اول، با استفاده از روش‌های بیوانفورماتیکی، توالی کدکننده پپتیدهای مورد نظر از ترنسکریپتوم گیاه خردل سفید پیش‌بینی شد. در مرحله بعد، توالی کد کننده این پپتید ها با استفاده از واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) جداسازی و شناسایی شدند. سپس محصولات PCR توالی‌یابی شده با استفاده از ابزارهای مختلف بیوانفورماتیکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج خصوصیات فیزیکوشیمیایی هفت Knottin گیاه خردل سفید، شناسایی شده، وزن مولکولی بین 92/9 تا 05/11 کیلودالتون، pH ایزوالکتریک 46/4 تا 89/7، شاخص ناپایداری 06/38 تا 9/63، شاخص آلیفاتیک 36/62 تا 82/81 و GRAVY 249/0- تا 18/0 را برای آن‌ها پیش‌بینی کرد. همچنین مشخص شد که پپتیدهای Knottin گیاه خردل سفید در ساختار خود دارای چهار پیوند دی‌سولفیدی درون‌مولکولی هستند که از طریق اتصال هشت اسیدآمینه‌ی سیستئین محافظت شده شکل گرفته و باعث می‌شود این پپتید ساختار ویژه‌ و پایداری داشته باشد. همچنین آنالیزهای بیوانفورماتیکی نشان داد که تمامی Knottin گیاه خردل سفید به‌طور بالقوه دارای خاصیت ضدمیکروبی هستند. با توجه به اینکه گیاهان انواع مختلفی از پپتیدهای ضدمیکروبی تولید می‌کنند و روش‌های خالص‌سازی می‌تواند بسیار پیچیده، پر هزینه و زمان‌بر باشد، می‌توان با استفاده از ابزارهای مختلف بیوانفورماتیک آن‌ها را شناسایی، طراحی و به روش شیمیایی سنتز و یا به ‌صورت نوترکیب تولید کرد تا پس از اعتبارسنجی از طریق آزمایش‌های بیشتر، می‌تواند یک پتانسیل درمانی امیدوارکننده برای توسعه به عنوان عوامل ضد میکروبی جدید علیه پاتوژن‌های مقاوم به دارو باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مقایسه‌ای چندمتغیره ژنوتیپ‌های چغندرقند پاییزه در دو منطقه اقلیمی</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_734969.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی تنوع ژنتیکی، ارزیابی صفات کمی و کیفی و شناسایی ژنوتیپ‌های برتر چغندرقند در دو محیط اقلیمی متفاوت (فسا و گنبد) انجام شد. مجموعه‌ای از صفات مرتبط با عملکرد و کیفیت صنعتی محصول شامل عملکرد ریشه، عملکرد شکر سفید، درصد قند ملاس، قلیائیت ریشه، نیتروژن آلفا-آمینو، محتوای سدیم و پتاسیم اندازه‌گیری و تحلیل شدند. نتایج این مطالعه نشان داد که بیشتر صفات دارای وراثت‌پذیری بالا و پیشرفت ژنتیکی مطلوبی بودند که امکان انتخاب مؤثر در مراحل اولیه بهنژادی را فراهم می‌سازد. تحلیل‌های چندمتغیره شامل بای‌پلات ژنوتیپ &amp;amp;times; صفت و تجزیه خوشه‌ای، ساختار ژنتیکی جمعیت را آشکار ساختند. در نمودار بای‌پلات، صفات عملکردی و کیفی نظیر عملکرد ریشه، عملکرد شکر سفید و محتوای شکر سفید همبستگی مثبت و معنی‌دار داشتند و ژنوتیپ‌های ۶، ۷، ۱۴ و ۱۹ در امتداد این بردارها قرار گرفته و به‌عنوان ژنوتیپ‌های برتر معرفی شدند. در مقابل، صفاتی مانند قلیائیت ریشه، محتوای سدیم و درصد قند ملاس با صفات مطلوب قندی همبستگی منفی داشتند و ژنوتیپ‌های نزدیک به این بردارها نامطلوب ارزیابی شدند. تجزیه خوشه‌ای در هر دو محیط منجر به تشکیل سه خوشه شد. ژنوتیپ‌های خوشه سوم در فسا و خوشه اول در گنبد، میانگین بالاتری در صفات عملکردی و کیفی داشتند و به‌عنوان منابع ژنتیکی ارزشمند معرفی شدند. این یافته‌ها نشان می&amp;amp;shy;دهند که استفاده از رویکردهای چندصفتی و انتخاب هدفمند ژنوتیپ‌ها در شرایط اقلیمی متنوع، مسیر بهنژادی چغندرقند را هموار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی صفات فیزیولوژیکی کلیدی و بیان ژن‌های منتخب خانواده CONSTANS - Like در شرایط تنش خشکی انتهای فصل در دو ژنوتیپ‌ گندم</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_734962.html</link>
      <description>تنش خشکی انتهای فصل به‌دلیل وابستگی به بارندگی بهاره، تولید گندم را محدود می‌کند. خانواده ژنی CONSTANS-Like (COL) نقش کلیدی در تنظیم گلدهی از طریق ادغام پیام‌های نوری و ساعت شبانه‌روزی دارد و در پاسخ به تنش‌های غیرزیستی نیز مشارکت می‌کند. در این پژوهش پاسخ‌های فیزیولوژیکی و رونویسی هشت عضو خانواده ژنی COL در شرایط تنش خشکی انتهای فصل در بافت برگ پرچم یک لاین سنتتیک گندم، در مقایسه با رقم تجاری پیشگام بررسی شد. آزمایش به‌صورت اسپلیت‌پلات در شرایط مزرعه در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد که در آن فاکتور اصلی آبیاری و فاکتور فرعی ژنوتیپ بود. نتایج نشان داد که لاین سنتتیک در هر دو شرایط، سطوح بالاتری از رنگدانه‌های فتوسنتزی و فعالیت‌ آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی سوپراکسید دیسموتاز (SOD) و پراکسیداز (POD) را حفظ کرد. در شرایط نرمال، بیان بالاتر تمامی گروه‌های هومیولوگ در لاین سنتتیک مشاهده شد که با رشد سریع و گلدهی زودهنگام مرتبط بود. در شرایط تنش، یک گروه هومیولوگ در هر دو ژنوتیپ کاهش بیان نشان داد، در حالی‌که دو گروه دیگر افزایش بیان قابل‌توجهی داشتند، به‌ویژه در لاین سنتتیک که نقش احتمالی آن‌ها را در زودرسی و فرار از خشکی نشان می‌دهد؛ از این‌رو احتمالاً هماهنگی میان دفاع آنتی‌اکسیدانی و بیان خاص ژن‌های COL، باعث کاهش تنش اکسیداتیو و تسریع رشد می‌شود. تحمل به خشکی انتهای فصل در لاین‌ سنتتیک با حفظ ظرفیت فتوسنتزی و الگوی بیان متمایز ژن‌های COL مرتبط بوده و این لاین را به کاندیدای مناسبی برای کشت در مناطق با تنش خشکی انتهای فصل تبدیل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی وراثت‌پذیری، تنوع و گزینش ژنوتیپ‌های عدس با استفاده از روش‌های آماری چندمتغیره و شاخص‌ انتخاب ژنوتیپ ایده‌آل</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_734970.html</link>
      <description>به‌منظور برررسی وراثت‌پذیری صفات مختلف، تنوع ژنتیکی و انتخاب ژنوتیپ‌های عدس با استفاده از روش‌های آماری چندمتغیره و شاخص انتخاب ژنوتیپ ایده‌آل SIIG آزمایشی با استفاده از 15 ژنوتیپ عدس در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار به‌صورت کاشت پاییزه در ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی لرستان اجرا گردید. در این پژوهش از صفات مختلفی برای شناسایی ژنوتیپ‌های برتر عدس استفاده شد تا ژنوتیپ برتر از بین ژنوتیپ‌های مورد مطالعه انتخاب شوند. با توجه به نتایج به‌دست آمده، از نظر اغلب صفات مورفولوژیکی بین ژنوتیپ‌های مورد بررسی تفاوت معنی‌داری در سطح 1 یا 5 درصد وجود داشت. صفات تعداد غلاف‌های دوبذری، وزن خشک کل تک‌بوته و تعداد دانه در غلاف به‌ترتیب بیشترین میزان وراثت‌پذیری را داشتند. شاخص ژنوتیپ برتر برای رتبه&amp;amp;lrm;بندی نهایی 15 ژنوتیپ عدس استفاده شد. نتایج رتبه‌بندی ژنوتیپ‌های عدس مورد مطالعه نشان داد با در نظر گرفتن همه صفات (ارتفاع بوته، تعداد شاخه اولیه، تعداد گره روی شاخه اصلی، وزن غلاف‌های تک‌بوته، وزن دانه تک‌بوته، تعداد دانه در بوته)، ژنوتیپ G5 با مقدار SIIG معادل 96/0 برترین ژنوتیپ بود و در مقابل ژنوتیپ G6 از نظر پارامتر SIIGضعیف‌ترین ژنوتیپ شناخته شد. با استفاده از روش‌های آماری مورد استفاده نیز، ژنوتیپ شماره G5 با توجه به برتری‌هایی که از نظر صفات مورد بررسی، داشت، به‌عنوان برترین ژنوتیپ پیشنهاد و معرفی گردید.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
