<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش‌های ژنتیک گیاهی</title>
    <link>https://pgr.lu.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش‌های ژنتیک گیاهی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ارزیابی بیان ژن‌های کد‌کننده پروتئین‌های UGP، 60sL23a و SAUR23 تحت شرایط کمبود روی در ارقام روی-کارا و روی-ناکارا گندم نان</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_740942.html</link>
      <description>به‌منظور مطالعه اثر‌ تنش کمبود روی بر بیان ژن‌های کد‌کننده آنزیم UTP گلوکز-1- فسفات‌یوریدیل‌ترانسفراز (UGP)، پروتئین پاسخ‌دهنده به اکسین SAUR23 و پروتئین ریبوزومی 60sL23a در ارقام روی-کارا و روی-ناکارا گندم نان، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در گلخانه‌ تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه اجرا شد. ارقام نیک‌نژاد (روی-کارا) و فرین (روی-ناکارا) در شرایط کمبود و کفایت روی (به‌ترتیب 0 و 5 میلی‌گرم روی در کیلوگرم خاک) کشت و بیان ژن‌ها در برگ‌پرچم و ریشه ارقام در دو مرحله 30 درصد سنبله‌دهی و پر شدن‌ دانه با روش Real time PCR اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد بیشترین افزایش بیان ژن UGP (2/1 برابر کنترل) در شرایط کمبود روی در برگ‌پرچم رقم فرین در مرحله 30 درصد سنبله‌دهی مشاهده شد که احتمالاً با تنظیم مسیر سنتز ساکارز و تامین مواد فتوسنتزی برای دانه مرتبط است. همچنین بیان ژن SAUR23 در برگ‌پرچم رقم نیک‌نژاد در مرحله پر شدن ‌‌دانه حدود 5/3 برابر کنترل افزایش یافت. افزایش بیان این ژن احتمالا در تنظیم انتقال قطبی اکسین نقش دارد. بیان ژن 60sL23a در شرایط کمبود روی در ریشه هر دو رقم نیک‌نژاد و فرین در مرحله پر شدن ‌دانه افزایش یافت، ولی این افزایش بیان در رقم نیک نژاد به‌طور معنی‌داری بیشتر از رقم فرین بود که احتمالاً با تنظیم ترجمه و مسیرهای پیام‌رسانی انرژی مرتبط است. به‌طور کلی، افزایش بیان ژن‌های SAUR23 و60sL23a در رقم روی‌کارای نیک‌نژاد نشان می‌دهد که ژنوتیپ‌های روی‌کارای گندم نان احتمالاً از طریق تنظیم هماهنگ رونویسی ژن‌های مرتبط با پیام‌رسانی هورمونی و دستگاه ترجمه، با تنش کمبود روی سازگار می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه ارتباط گسترده ژنومی و ارزش‌های اصلاحی ژنومی عملکرد دانه در ارقام گندم نان تحت شرایط آبیاری نرمال و دیم</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_741206.html</link>
      <description>گزینش ژنومی یکی از بزرگ‌ترین پیشرفت‌های حوزه به‌نژادی گیاهان و حیوانات در اوایل قرن بیست و یکم میلادی محسوب می‌شود. به‌منظور ارزیابی فنوتیپی عملکرد دانه و صفات زراعی برای اجرای گزینش ژنومی و مطالعات ارتباط گسترده ژنومی، 81 رقم تجاری گندم نان در سال زراعی 1398-1397 در مزارع تحقیقاتی مؤسسه تحقیقات دیم کشور در مراغه، واقع در 30 کیلومتری شرق مراغه، در قالب طرح لاتیس ساده و در دو شرایط آبیاری نرمال و دیم کشت شدند. پس از فراخوانیSNPs و حذف نشانگرهایی با بیش از 10 درصد داده گمشده و فراوانی آلل جزئی (MAF) کمتر از 10 درصد، در مجموع 37990 نشانگر SNP برای اجرای گزینش ژنومی و نقشه‌یابی ارتباطی گستره ژنوم در شرایط آبیاری نرمال و دیم مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج گزینش ژنومی نشان داد که مدل‌های بیزی بر اساس معیار‌های ضریب تبیین (R&amp;amp;sup2;) و میانگین مربعات خطا (MSE)، عملکرد بهتری در برآورد ارزش‌های اصلاحی ژنومی داشتند. با توجه به نتایج تجزیه خوشه‌ای و تجزیه به مؤلفه‌های اصلی، در شرایط آبیاری نرمال ارقام گهر، آرتا، عدل، پیشتاز، چمران2، تجن و اترک و در شرایط دیم ارقام مارون، هامون، ریحانی، آزادی، اترک، اینیا، گلستان، ناز و فرونتانا از نظر ارزش‌های اصلاحی و عملکرد دانه به‌عنوان ارقام مطلوب شناسایی شدند. بر اساس مطالعه ارتباطی گسترده ژنومی (GWAS) ارزش‌های اصلاحی با استفاده از مدل MLM، در شرایط آبیاری نرمال و دیم به‌ترتیب 503 و 394 ارتباط نشانگر-صفت شناسایی شد. نشانگرهای rs63088، rs58821، rs23370، rs51942، rs16655 و rs20678 نشانگرهای مهم و مشترک در هر دو شرایط برای صفت عملکرد دانه و شاخص‌های مورد بررسی بودند. سپس برای SNPهای معنی‌دار، هستی‌شناسی ژن انجام شد که چهار حوزه مهم شامل فنیل‌‌آلانین ‌آمونیاک لیاز (PAL) روی کروموزوم 2B، متابولیسم آرژنین و پرولین روی کروموزم 5A، پراکسیداسیون لیپیدی مانند اسفنگولیپیدها روی کروموزوم 3D و اسید لیپوئیک روی کروموزوم 5B در سازگاری و تحمل به تنش خشکی در گندم شناسایی شد. ارقام برتر و نشانگرهای ژنومی شناسایی‌شده در این پژوهش می‌توانند به‌عنوان منابع مناسب در برنامه‌های اصلاحی گندم برای گزینش ژنوتیپ‌های دارای عملکرد و سازگاری بیشتر در شرایط آبیاری نرمال و دیم مورد استفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر محلول‌پاشی نانوذرات کلسیم، کلسیم-سیلیس و اکسید آهن بر کیفیت پس از برداشت و بیان ژن ACS در میوه خیار (.Cucumis sativus L)</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_740844.html</link>
      <description>زوال سریع کیفیت و عمر انبارمانی کوتاه میوه خیار که عمدتاً ناشی از شدت بالای تعرق، تنفس و فرآیندهای مرتبط با پیری است، از مهم‌ترین چالش‌های پس از برداشت این محصول به شمار می‌رود. در پژوهش حاضر، اثر محلول‌پاشی نانوذرات کلسیم، کلسیم پوشش‌دار با سیلیس و اکسید آهن بر شاخص‌های کیفی پس از برداشت و بیان نسبی ژن 1-aminocyclopropane-1-carboxylate synthase (ACS) در میوه خیار رقم سبا مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا شد. فاکتور اول شامل هفت تیمار نانوذره (شاهد/آب مقطر، نانوذرات کلسیم در غلظت‌های ۲۰ و ۴۰ میلی‌گرم در لیتر، نانوذرات کلسیم پوشش‌دار با سیلیس در غلظت‌های ۲۰ و ۴۰ میلی‌گرم در لیتر، و نانوذرات اکسید آهن در غلظت‌های ۱۰ و ۲۰ میلی‌‌گرم در لیتر) و فاکتور دوم شامل سه زمان انبارمانی (۰، ۸ و ۱۶ روز) بود. میوه‌ها پس از برداشت در دمای ۴ درجه سانتی‌گراد و رطوبت نسبی ۹۰&amp;amp;ndash;۸۵ درصد نگهداری شدند و سپس ویژگی‌هایی شامل درصد کاهش وزن، pH عصاره، مواد جامد محلول (مجموع ترکیبات غیرآبی حل‌شده در عصاره میوه)، نشت یونی و محتوای ویتامین C، غلظت عناصر معدنی (کلسیم و پتاسیم)، فعالیت آنزیم‌های پلی‌فنل‌اکسیداز (PPO) و پراکسیداز (POD) و نیز بیان نسبی ژن ACS به روش qRT-PCR اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که با افزایش طول دوره انبارمانی، برخی از صفات از جمله میزان افت وزن، pH، مواد جامد محلول کل (TSS)، نشت یونی و فعالیت آنزیم پلی‌فنل‌اکسیداز به‌طور معنی‌داری افزایش یافتند، در حالی که برخی دیگر از صفات مانند محتوای ویتامین C، فعالیت آنزیم پراکسیداز، غلظت کلسیم و پتاسیم، و میزان بیان ژن ACS روند کاهشی معنی‌داری نشان دادند. با این حال، کاربرد نانوذرات، به‌ویژه نانوذرات اکسید آهن ۲۰ میلی‌گرم در لیتر و نانوذرات کلسیم پوشش‌دار با سیلیس ۴۰ میلی‌گرم در لیتر، موجب بهبود شاخص‌های کیفی شد؛ به‌طوری‌که کمترین افت وزن و حفظ بهتر pH در تیمار اکسید آهن ۲۰ میلی‌گرم در لیتر مشاهده شد و کمترین نشت یونی نیز در تیمارهای اکسید آهن ۱۰ و ۲۰ میلی‌گرم در لیتر و کلسیم-سیلیس ۴۰ میلی‌گرم در لیتر در یک گروه آماری قرار گرفت. افزون بر این، کاهش فعالیت آنزیم پلی‌فنل‌اکسیداز، حفظ بیشتر ویتامین C و عناصر معدنی، و کاهش بیان ژن ACS در برخی تیمارهای نانوذره‌ای مشاهده شد. در مجموع، یافته‌های این پژوهش نشان داد که کاربرد نانوذرات معدنی، به‌ویژه نانوذرات اکسید آهن ۲۰ میلی‌گرم در لیتر و نانوذرات کلسیم پوشش‌دار با سیلیس ۴۰ میلی‌گرم در لیتر، می‌تواند به‌عنوان راهبردی مؤثر برای حفظ کیفیت و افزایش عمر انبارمانی میوه خیار مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تنوع ژنتیکی برخی اکوتیپ‌های شاهدانه با نشانگرهای SCoT و ISSR</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_741049.html</link>
      <description>شاهدانه (Cannabis sativa L.) یکی از گیاهان است که به‌طور سنتی برای الیاف و یا دانه‌ها در طیف وسیعی از مناطق جغرافیایی و آب و هوایی کشت می‌شود. در این پژوهش 11 اکوتیپ شاهدانه با استفاده از ۱۰ آغازگر SCoT و 10 آغازگر ISSR، به‌منظور برآورد مقدار تنوع ژنتیکی، دوری و نزدیکی اکوتیپ‌ها و برخی پارامترهای ژنتیکی مورد ارزیابی قرار گرفتند. در مجموع، آغازگرهای ISSR، 63 و آغازگرهای SCoT، ۷۷ باند تکثیر کردند. درصد چندشکلی در هر دو نشانگر بیش از 87 درصد بود. میانگین تعداد باندهای چندشکل، درصد چندشکلی، شاخص محتوی چندشکلی، نسبت چندشکلی، شاخص نشانگر و قدرت تفکیک برای نشانگر SCoT، به ترتیب 78/7، 02/92، 35/0، 13/7، 74/2، 70/0 و برای نشانگر ISSR، به ترتیب 86/7، 5/87، 32/0، 00/7، 85/2، 70/0 به‌دست آمد. به‌طور کلی، هر دو نشانگر کارایی مطلوب و مشابهی را در بررسی تنوع ژنتیکی اکوتیپ‌های شاهدانه از خود نشان دادند. در هر دو نوع نشانگر، تفاوت‌های قابل‌توجه در الگوهای باندی و مقادیر بالای درصد چندشکلی نشان‌دهنده توان بالای آغازگرهای به کاررفته و تنوع ژنتیکی بالای اکوتیپ‌های شاهدانه بود. در هر دو نشانگر، 100 درصد واریانس، به تفاوت‌های درون‌گروهی اختصاص داشت که علت آن می‌تواند انتخاب اکوتیپ‌های مربوط به یک استان خاص در یک جمعیت قبل از گروه‌بندی باشد. تجزیه خوشه‌ای، اکوتیپ‌های شاهدانه را در سه گروه دسته‌بندی نمود و ارزیابی خوشه‌ها نشان داد که فواصل ژنتیکی از فواصل جغرافیایی تبعیت ننموده و از تلاقی اکوتیپ‌های قزوین - افغانستان بیشترین هتروزیس مورد انتظار است. تجزیه به مختصات اصلی تا حدّ زیادی بر نتایج تجزیه خوشه‌ای صحّه گذاشت و پراکندگی اکوتیپ‌ها در نواحی مختلف بای‌پلات بار دیگر وجود تنوع ژنتیکی در شاهدانه را تأیید نمود. در مجموع، اکوتیپ‌های مختلف شاهدانه مورد مطالعه تنوع ژنتیکی غنی‌تری را نسبت به همتایان خارجی خود نشان دادند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی‌ تنوع‌ ژنتیکی‌ برخی‌ از گونه‌های‌ جنس Salvia منطقه زاگرس مرکزی با استفاده‌ از نشانگر مولکولی‌ iPBS</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_740960.html</link>
      <description>جنس Salvia از مهم‌ترین جنس&amp;amp;shy;های گیاهان دارویی تیره نعناعیان است که به‌دلیل دارا بودن ترکیبات زیست‌فعال و ارزش دارویی، نیازمند شناسایی و حفاظت ذخایر ژنتیکی می‌باشد. استفاده از نشانگرهای مولکولی مبتنی بر رتروترانسپوزون‌ها، به‌ویژه نشانگر iPBS، به‌دلیل توانایی بالا در آشکارسازی چندشکلی ژنتیکی، رویکردی کارآمد برای ارزیابی تنوع ژنتیکی گیاهان دارویی محسوب می‌شود. در این پژوهش تنوع ژنتیکی و ساختار جمعیتی ۵۰ اکوتیپ از هفت گونه جنس Salvia، منطقه زاگرس مرکزی ایران با استفاده از ۱۰ آغازگر iPBS بررسی شد. نتایج نشان داد که نشانگرهای iPBS توانایی بالایی در آشکارسازی تنوع ژنتیکی گونه‌های مورد مطالعه داشتند؛ به‌طوری‌که میانگین درصد نوارهای چندشکل 33/98 درصد و میانگین شاخص اطلاعات چندشکلی (PIC) برابر 36/0 به دست آمد. تحلیل خوشه‌ای بر اساس ضریب تشابه دایس و روش Neighbor-Joining، ۵۰ ژنوتیپ مورد مطالعه را در گروه‌های ژنتیکی متمایز تفکیک کرد و آزمون مانتل نیز با مقادیر 68/0r = و مقدار احتمال بسیار معنی‌دار (002/۰p =) همبستگی بین ماتریس تشابه ژنتیکی و الگوی خوشه‌بندی را نشان داد. نتایج تحلیل تنوع جمعیتی نشان داد که جمعیت‌های S. macrosiphon و S. spinosa دارای بالاترین سطح تنوع ژنتیکی در بین جمعیت‌های مورد مطالعه بودند. وجود این سطح بالای تنوع ژنتیکی، این جمعیت‌ها را به‌عنوان منابع ژرم‌پلاسم ارزشمند برای برنامه‌های بهنژادی معرفی می‌کند. در مقابل جمعیت‌های S. reuterana با کمترین میزان تنوع شاخص‌های ژنتیکی نسبت به سایر جمعیت‌ها، یک ذخیره ژنتیکی متمایز محسوب می‌شود که نیازمند توجه ویژه در برنامه‌های حفاظت و نگهداری ژرم‌پلاسم است. همچنین، گونه&amp;amp;shy;های S. multicaulis و S. limbata به‌دلیل قرارگیری در شاخه‌های مستقل دندروگرام و تمایز ژنتیکی بالا، می‌توانند نماینده گروه‌های ژنتیکی منحصر‌به‌فردی باشند که حفاظت آن‌ها برای حفظ تنوع ژنتیکی جنس Salvia اهمیت دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات بیان مهم‌ترین ژن‌های درگیر در تجمع ساکارز در لاین‌های نیشکر تراریخت دارای ژن موتان‌سوکروز</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_740948.html</link>
      <description>نیشکر (Saccharum officinarum) یکی از گیاهان صنعتی مهم دنیا است که مقادیر زیادی ساکارز را در ساقه‌ها ذخیره می‌کند. ساکارز سوبسترای اصلی آنزیم‌های کلیدی مسئول سنتزِ شمار زیادی از بیوپلیمرها ارزشمند صنعتی است. آنزیم موتان‌سوکروز (GtfI) با استفاده از ساکارز، بیوپلیمر صنعتی-پزشکی موتان (Mutan) را سنتز می‌کند. در نتیجه، انتظار می‌رود که بیان ژن gtfI، علاوه‌بر تبدیل بخشی از ساکارز ساقه به موتان، سبب تغییر الگوهای بیان ژن‌های درگیر در بیوسنتز ساکارز سلول‌های نیشکر شود. در این پژوهش، سطوح بیان ژن‌های سوکروز فسفات سنتاز (Sps)، سوکروز سنتاز (Susy)، سولوبل اسید اینورتاز (Sai) و اینورتاز (Inv) به‌عنوان ژن‌های اصلی کنترل‌کننده مسیرهای سنتز و تجمع ساکارز، در هر دو بافت برگ و قلمه ساقه در سه لاین تراریخته (B9، B11 و B38) بیان‌کننده ژن موتان‌سوکروز باکتریایی و شاهد غیرتراریخت با استفاده از روش Semi-quantitative RT-PCR مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که بیان ژن‌های درگیر در سنتز و تجمع ساکارز در لاین‌های تراریخت، تحت تأثیر افزایش بیان ژن موتان‌سوکروز قرار گرفتند. به‌طور مشخص، سطوح رونویسی ژن Sps در گیاهان تراریخت نسبت به گیاه شاهد افزایش یافت. در مقابل، بیان ژن Susy تفاوت چندانی را بین لاین‌های تراریخت و شاهد نشان نداد. برعکس، میزان رونویسی ژن‌های Sai و Inv در گیاهان شاهد بیشتر از لاین‌های تراریخت بود. در میان لاین‌های تراریخت مورد ارزیابی، لاین B38 بیشترین تغییرات را در بیان ژن‌ها از خود نشان داد؛ بنابراین، دست‌ورزی‌های ژنتیکی هدفمند با هدف بیش‌بیان (Overexpression) ژن‌های درگیر در بیوسنتز ساکارز، به‌طور بالقوه می‌تواند در دسترس بودن سوبسترای ساکارز را افزایش داده و از این طریق، آنزیم موتان‌سوکروز را جهت تولید بهینه‌ی بیوپلیمر موتان تغذیه کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی جایگاه فیلوژنتیکی دو گونه Origanum بومی ایران در تیره نعنائیان بر اساس جداسازی و توالی‌یابی دو ژن کلیدی مسیر بیوسنتز رزمارینیک اسید</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_740843.html</link>
      <description>جنس مرزنجوش در تیره نعنائیان، شامل چندین گیاه دارویی مهم است که خاصیت آنتی‌اکسیدانی آن‌ها به وجود ترکیبات فنولی از جمله رزمارینیک اسید وابسته است. مسیر شناخته شده بیوسنتز رزمارینیک اسید در بسیاری از گونه‌های تیره نعنائیان مشترک است. این مطالعه با هدف جداسازی و توالی‌یابی دو ژن Rosmarinic acid synthase و Hydroxyphenylpyruvate reductase فعال در مسیر بیوسنتز رزمارینیک اسید در سه تاکسون از جنس مرزنجوش شامل Origanum vulgare subsp. vulgare، Origanum vulgare subsp. viridulum و Origanum majorana L. و شناسایی روابط فیلوژنتیکی در تیره نعنائیان بر اساس توالی این دو ژن انجام شد. آغازگرهای اختصاصی بر اساس توالی‌های ثبت شده در پایگاه GenBank طراحی و ساخته شد. تکثیر ژن‌ها از طریق واکنش زنجیره‌ای پلیمراز با DNA استخراج شده از گونه‌های مورد مطالعه انجام و از محصول واکنش برای تعیین توالی ژن‌های هدف استفاده شد. این توالی‌ها همراه با سایر توالی‌های ثبت شده از این دو ژن به‌منظور بررسی روابط فیلوژنتیکی در تیره نعنائیان مورد استفاده قرار گرفت. گونه‌های جنس Mentha L. و گونه Satureja khuzestanica Jamzad نزدیک‌ترین تاکسون‌ها به مرزنجوش بودند. ضریب شباهت ژنتیکی بین گونه‌های بومی ایران بالاتر از سایر گونه‌های مورد مطالعه بود که این نتیجه را می‌توان با توجه به فاصله جغرافیایی نزدیک و احتمال بیشتر برای وقوع جریان ژنی در بین این گونه‌ها توجیه نمود. نتایج این مطالعه در غنی‌سازی بانک داده‌های بین‌المللی اطلاعات ژنومی و شناسایی عمیق‌تر گیاه مرزنجوش و تیره نعنائیان نقش دارد و می‌تواند کمک مؤثری جهت اصلاح ژنتیکی این گیاه دارویی ارزشمند بومی کشور باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گزینش رگه‌های درون‌زاد نوترکیب گندم نان با هدف عملکرد و غلظت آهن و روی دانه</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_740947.html</link>
      <description>گندم یکی از مهم‌ترین منابع غذایی است که تا 50 درصد از کالری روزانه جمعیت کشورهای در حال توسعه را تأمین می‌کند. کمبود عناصر روی و آهن شایع‌ترین کمبود ریزمغذی‌ها در سراسر جهان است. غنی‌سازی زیستی گندم با غلظت روی و آهن افزایش یافته در دانه، یک راه‌کار امیدوارکننده‌ای برای کاهش سوء‌تغذیه ریزمغذی‌ها در انسان است. به‌منظور ارزیابی و گروه‌بندی تعداد 63 لاین گندم نان نسل F8 حاصل از سه جمعیت مختلف بر اساس عملکرد، غلظت آهن و روی دانه و سایر صفات زراعی، به‌همراه والدین آن‌ها (بک‌کراس زمستانه روشن، گاسکوژن، مرودشت، شاهپسند و MV17) و رقم خارجی کرایچف (Krichauff) به‌عنوان شاهد، آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در دانشگاه رازی کرمانشاه در سال زراعی 1401- 1400 اجرا شد. طبق نتایج به&amp;amp;lrm;دست آمده میانگین غلظت روی و آهن دانه به‌ترتیب در جمعیت اول، 74/63 و 99/29 میلی‌گرم در کیلوگرم، در جمعیت دوم غلظت آهن دانه 95/28 میلی‌گرم در کیلوگرم و در جمعیت سوم غلظت روی و آهن دانه به‌ترتیب 43/57 و 34/39 میلی‌گرم در کیلوگرم به‌دست آمد. بر اساس نتایج شاخص گزینش MGIDI از جمعیت اول ژنوتیپ‌های 96، 34، والد بک‌کراس زمستانه روشن و 88، از جمعیت دوم ژنوتیپ‌های 347، 226، 233، 245، 214، شاهد کرایچف و 321 و از جمعیت سوم ژنوتیپ‌های 579، 400، 421 و 407 به‌عنوان ژنوتیپ‌های برتر معرفی شدند. ژنوتیپ‌های برتر شناسایی شده در این پژوهش، می‌توانند پس از ارزیابی‌های تکمیلی در محیط‌های مختلف، به‌عنوان والدین ارزشمند در تلاقی‌های آینده یا به‌صورت مستقیم به‌عنوان ارقام جدید معرفی شوند و گامی مؤثر در جهت ارتقای امنیت غذایی و کاهش سوءتغذیه ریزمغذی‌ها به‌شمار آیند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی، توالی‌یابی و بررسی ویژگی‌های اعضای خانواده ژنی دیفنسین در سه رقم لوبیای معمولی (.Phaseolus vulgaris L)</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_741215.html</link>
      <description>دیفنسین‌ها (Defensins) یکی از مهم‌ترین خانواده‌های پپتیدهای ضدمیکروبی گیاهی هستند که نقش کلیدی در دفاع گیاهان در برابر عوامل بیماری‌زا ایفا می‌کنند. این پژوهش با هدف شناسایی، توالی‌یابی و بررسی ویژگی‌های ساختاری، تکاملی و عملکردی اعضای خانواده ژنی دیفنسین در سه رقم لوبیای معمولی (Phaseolus vulgaris L.) انجام گرفت. ژن‌های دیفنسین با استفاده از جستجوی همولوژی در ژنوم مرجع لوبیا شناسایی و آغازگرهای اختصاصی طراحی شدند. پس از استخراج DNA، ژن‌ها با PCR تکثیر و محصولات به روش سنگر تعیین توالی شدند. ویژگی‌های ژنی و پروتئینی با ابزارهای مختلف بیوانفورماتیکی بررسی و روابط فیلوژنتیکی، خاصیت ضدمیکروبی احتمالی و الگوی بیان ژن‌ها در شرایط مختلف تحلیل شد. نتایج این مطالعه نشان داد که تعداد ده ژن دیفنسین در ژنوم لوبیا وجود دارد که بر روی چهار کروموزوم مختلف قرار گرفته‌اند. توالی ناحیه کدکننده این ژن‌ها در هر سه رقم کاملاً یکسان بود. تمامی پروتئین‌ها دارای دومین اختصاصی Knot1، سیگنال‌پپتید ترشحی، هشت سیستئین حفاظت‌شده و موتیف &amp;amp;gamma;-core بودند. نتایج تجزیه وتحلیل صورت گرفته همچنین ظرفیت بالای فعالیت ضدمیکروبی این پروتئین‌ها را تأیید کرد. تحلیل فیلوژنتیکی و بررسی بیان ژن‌ها در شرایط in silico نشان داد که اعضای این خانواده دارای الگوهای تکاملی و تنظیمی متفاوت بوده و ژن‌های PvDef3 و PvDef8 بیشترین پاسخ را به تنش‌های زیستی و غیرزیستی نشان دادند. نتایج این پژوهش اطلاعاتی مفید در مورد خانواده ژنی دیفنسین در لوبیا فراهم کرده و می‌تواند در بهنژادی ارقام مقاوم به بیماری‌ها و توسعه کاربردهای زیست‌فناورانه مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثر سمیت سلولی-ژنی عصاره اتانولی گیاه دارویی گل‌گاوزبان (Echium amoenum Fisch. &amp;amp; C. A. Mey) با استفاده از مدل Allium cepa</title>
      <link>https://pgr.lu.ac.ir/article_741289.html</link>
      <description>گل‌گاوزبان ( Fisch. &amp;amp;amp; C. A. MeyEchium amoenum ) در طب سنتی برای درمان بیماری‌های مختلف مفید است، با این حال، اثرات سمیت سلولی و سمیت ژنی این گیاه به خوبی بررسی نشده است؛ بنابراین، این مطالعه به‌منظور بررسی اثرات سمیت سلولی و سمیت ژنی عصاره‌ی اتانولی گل‌گاوزبان در غلظت‌های مختلف (0/5، 1، 2 و 4 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر) با استفاده از آزمون نوک ریشه Allium cepa به‌مدت ۷۲ ساعت در شرایط تاریکی انجام شد. گروه شاهد (کنترل منفی) در این آزمایش با آب مقطر تیمار گردید. سمیت سلولی با اندازه‌گیری شاخص میتوزی (MI) و مهار رشد ریشه، و سمیت ژنی با تعیین فراوانی کل ناهنجاری‌های کروموزومی ارزیابی شد. نتایج نشان داد که با افزایش غلظت عصاره، درصد شاخص میتوزی به‌صورت وابسته به غلظت، کاهش یافت به‌طوری‌که MI از 12/0 &amp;amp;plusmn; 42/11 درصد در غلظت 0/5 به 0/22 &amp;amp;plusmn; 6/56 درصد در غلظت ۴ میلی‌گرم بر میلی‌لیتر رسید ( 0/05 &amp;amp;gt; P). همچنین، غلظت مؤثر (EC50) بر اساس مهار ۵۰ درصدی رشد طول ریشه، 3/12 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر محاسبه گردید. در بررسی سمیت ژنی، درصد کل ناهنجاری‌های کروموزومی از 0/12 &amp;amp;plusmn; 3/51 درصد در گروه شاهد به 0/24 &amp;amp;plusmn; 41/25 درصد در بالاترین غلظت افزایش یافت (۰۵/۰ &amp;amp;gt; P). انواع ناهنجاری‌های مشاهده‌شده شامل چسبندگی کروموزومی، c-میتوز، کروموزوم‌های سرگردان (لاگارد)، پل‌های آنافازی و میکرونوکلئوس بودند. بنابراین، بر اساس نتایج به‌دست آمده در این مطالعه، می‌توان نتیجه گرفت که عصاره‌ی گیاه گل‌گاوزبان تحت شرایط آزمون دارای اثرات سمیت سلولی و سمیت ژنی قابل‌توجهی است که حاکی از حضور ترکیبات با توان ضدتکثیری/ضدسرطانی در این عصاره بوده و نیازمند بررسی‌های بیشتر می‌باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
